تبليغاتX
ایلیا121

 

فرمايشات حضرت آقاي دكتر نورعلي تابنده مجذوبعليشاه سال 1388 
|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/04/04 و ساعت 1:43
بررسی نقض حقوق دراویش گنابادی در سالهای اخیر  
بررسی نقض حقوق دراویش گنابادی در سالهای اخیر
 
بررسی نقض حقوق دراویش گنابادی در سالهای اخیر
 

در مناظره ای که بین کروبی و موسوی برگزار شد، مهدی کروبی با صراحت موضع خود را در رابطه با تخریب حسینیه دراویش و حمایت از این گروه اعلام کرد.
چند تن از مدیران سایت مجذوبان نور در این رابطه با خبرنگار تریبون به گفت و گو نشستند. این گفت و گو را بخوانید:
تریبون: ۱-در سالهای گذشته شاهد مشکلاتی برای جامعه دراویش بوده ایم؛ مختصری از محدودیت ها و مضیقه های دراویش را توضیح دهید؟
مصطفی دانشجو(از مدیران سایت مجذوبان نور، حقوقدان و وکیل سابق دادگستری): در طول سالهای گذشته به ویژه در چهار سال اخیر موج فشارهای محدودیتها بر دراویش نعمت اللهی گنابادی شدت فزاینده ای به خود گرفته است. تنها در طول چهار سال گذشته سه حسینیه در شهرهای قم، بروجرد و اصفهان و منزل یک درویش در «چرمهین» اصفهان تخریب و محل عبادت دراویش جزیره کیش و عسلویه پلمپ و حکم تخریب حسینیه کرج نیز صادر شد.
اردیبهشت ماه سال ۸۶، مولا و قطب دراویش گنابادی، آقای نورعلی تابنده، مجذوب علی شاه در زادگاه خویش بیدخت از سوی ماموران امنیتی دستگیر و به تهران بازگردانده شدند، مشایخ و مأزونین این سلسله حتی برای سفرهای درون مرزی خود از سوی ادارات اطلااعت مورد بازخواست و مزاحمت قرار دارند و عموماً به حبس خانگی محکومند.
قریب به ۳۰۰۰ درویش به تناوب در طول چهار سال گذشته دستگیر و بازداشت و به مجازاتهای حبس، شلاق و تبعید از شهر و دیار خود محکوم شده اند. دراویش برای اقامه نماز جماعت نیز متأسفانه باید مجازاتهای بدنی و سالب آزادی را تحمل کنند. کارکنان دولت، معلمان، اساتید و دانشجویان هر از گاهی به جرم درویش بودن از مراکز دولتی و دانشگاهی اخراج می شوند، وکلای مدافع دراویش نیز مصون از تعرض نمانده و پرونده وکالت اینجانب و همکار محترم آقای امید بهروزی با گزارشات مقامات امنیتی از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه باطل و به مجازاتهای حبس و شلاق محکوم شدیم.
به دلیل نگرشها و تعصبات نا معمول سیاسی حتی نام شهر«بیدخت» زادگاه و مدفن بزرگان این سلسله از اطلس جغرافیای ایران در سال ۸۷ حذف شد. دراویش این سلسله بایکوت خبری بوده و بارها سایت ها و وبلاگهای خبری و پژوهشی آنها از سوی نهادهای قدرت مسدود شده است.
دراویش گنابادی در حرکتی خود جوش روز سوم اسفند ماه ۸۷ «روز درویش» را برای حضور در مجلس شورای اسلامی ایران برگزیدند تا بلکه بتوانند از این طریق بر منافع و حقوق شهروندی خود تاکید و هیأت حاکمه و نمایندگان ملت را متوجه مصائب خود کنند اما اینبار نیز با دخالتهای ناروای مامورین امنیتی مواجه و این حرکت خودجوش به اقدام علیه امنیت، تبلیغ علیه نظام، تمرد از دستور پلیس و اخلال در نظم عمومی تأویل و تعبیر شد و ۱۵ تن از آنها ۷۵ روز در زندان اوین نگهداری و به حبس محکوم شدند. در تازه ترین اقدام در سال ۸۸ نیز مزار متبرک«سلطانی بیدخت» مورد تعرض قرار گرفت و به دستور دادستانی گناباد بخشی از املاک و موقوفات این مزار متبرکه مصادره و محدودیت های بیشماری در پی آن ایجاد شد. اینها خلاصه ای بود از دفتر ظلم و جور علیه دراویش گنابادی به جرم عقیده.
تریبون:۲- علت این برخوردها را در چه چیزی می بینید؟
حمیدرضا مرادی(از مدیران سایت مجذوبان نور): پاسخ این سوال را باید از دولتمردان پرسید اما چون هر بار خود را از پاسخگویی به ما بری می دانند می گوییم که عده ای فراموش کرده اند که رسمیت تشیع در ایران توسط صوفیه انجام شده است و همین صوفیه بوده اند که فقهای جبل عامل را به ایران دعوت کردند.
به هر صورت در ۳۰ سال گذشته هر زمانی که دولتها و مدیران جامعه در سطوح مختلف اجرایی و قضایی از اصول و موازین قانون اساسی تخطی می نمایند و از خارج از نظام و تحت تأثیر تفکرات قشری گری و حزبی و «انجمنی» عمل می کنند، برخورد با دراویش ابعاد جدیدی پیدا می کند. تفکر خودمحور و تمامیت خواهی به نام مذهب در مکانیزم دولتی در تئوری و عمل سعی می کند تمامی ارزشهای ملی و فرهنگی و دینی ایران را زیر سوال ببرد که این تفکر نه تنها به دراویش رحم نمی کند بلکه به تمامی اقلیتهای قومی و مذهبی روشنفکران و دگراندیشان و حتی فرزندان انقلاب هم رحم نمی کند.
این اندیشه متحجر جز خود را نمی ببیند و دیگران را دشمن می انگارد. اسلام و ایران را در تملک خود می داند و هر زمان که فضای مناسبی در حاکمیت می بیند ظهور می کند.
تریبون:۳- معمولاً انتخابات و تغییر دولتها را یک فرصت برای گروههای ناراضی می دانند.گروهی از دراویش نیز در چند هفته اخیر حمایتهایی از مهدی کروبی بعمل آورده اند. آیا شما امیدوار هستید که در دولت احتمالی کروبی وضعیت بهتری داشته باشید؟ چرا؟
فرشید یداللهی فارسی(از مدیران سایت مجذوبان نور، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا): با توجه به سابقه جناب آقای مهدی کروبی در طول ۳۰ سال گذشته که همگی ملت ایران از آنگاه هستند و با عنایت به شجاعت و صراحت لهجه ایشان که همیشه یار و مدافع مظلومان بوده اند و از طرفی ایشان نیز در مناظره تلویزیونی مجدداً نیز اعلام کردند که با افرادی که حقوق شهروندی و اصول قانون اساسی را نقض می کنند به شدت برخورد می کنند به نظر می رسد، در صورتی که آقای کروبی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شوند کمتر شاهد نقض حقوق شهروندی باشیم و حداقل اینکه این موارد نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی از جمله دولت نهم صورت گرفته از کانال و مجرای دولت دهم صورت نپذیرد، هر چند که گروههای فراقانونی و قدرتمندی که وجود دارند مشکلات زیادی را ایجاد می کنند.
من به عنوان یک وکیل دادگستری تنها امیدوار هستم که در دولت همین قانون اساسی و قوانین جاریه مملکت به نحو صحیح از ناحیه دولت شود تا گروههای فراقانونی کمتر به نقض حقوق ملت نبندند و دیگر شاهد تشکیل شوراهای تامینی توسط دولت نباشیم که در تصمیمات آنها نقض اصول اساسی صورت گیرد و مشکلاتی نیز برای دستگاه قضایی ایجاد کنند.

منبع : سایت تریبون

|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/03/20 و ساعت 9:42
تاکنون بيش از سيــصد ستاد مستقل مردمي  

  تاکنون بيش از سيــصد ستاد مستقل  مردمي

 

براي حمايت از مهدي كروبي توسط دراویش راه

اندازی شد

دراويش گنابادي در ماه گذشته بيش از سيصد ستاد مردمي براي حمايت از مهدي كروبي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در شهرهاي مختلف تشكيل دادند.

دراويش ابراز ميدارند كه ما همگي براي تشكر از شيخ مهدي كروبي كه در زمانيكه بشدت تحت فشار ستمهاي حكومت احمدي نژاد در تخريب حسينيه هاي متعلق به آنان بودند تنها كروبي از آنها به حمايت برخواست و براي تشكر از او اقدام به حمايت از او در انتخابات رياست جمهوري مينماييم.

از طرفي فرمانداريها كه تابع وزارت كشور دولت احمدي نژاد هستند در چندين شهر اقدام به تحت فشار قرار دادن مسوولين اين ستادها نموده‌اند و آنها را تحت فشار قرار داده تا ستادهاي خود را تعطيل نمايند.
معاون فرماندار و مدير اداره اطلاعات دره شهر در استان ايلام و فرماندار فسا و فرماندار داراب در استان فارس نيز با هماهنگي اداره اطلاعات استان اقدام به تحت فشار قرار دادن ستادهاي مردمي دراويش مبني بر تعطيل ستاد نموده‌اند.

اقدامات غيرقانوني دولت احمدي نژاد در چهارسال گذشته در همه زمينه‌ها مشهود بوده و دولت و عوامل دولت همواره حقوق اقليتها را در ايران تضييع نموده‌ است

گفتني است دراويش بر اين باورند كه تخريب حسينيه‌هاي آنان به درخواست روحانيت متعصب حوزه كه در راس آنان آيت الله مكارم شيرازي قرار دارد و به دستور مستقيم شخص احمدي نژاد و توسط نيروهاي اطلاعات و سپاه پاسداران صورت گرفته است.

|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/03/19 و ساعت 0:39
مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با حضرت آقای حاج دکتر نور  

 

مصاحبه روزنامه اعتماد ملی با حضرت آقای حاج دکتر نور 

علی تابنده مجذوب علیشاه(ارواحنا فداه)



با توجه به اين كه جنابعالي پنجمين نفر از اين نسل هستيد كه به قطبيت سلسله رسيده‌ايد آيا اين موضوع ارثي بودن اين منصب را نمي‌رساند و آيا امكان ندارد ديگري به همين كمالات برسد؟

مرحوم پدرم، هم پدر و هم پير ما بودند. به ايشان بسيار ارادت داشتم و در خاطرم مانده است كه ديگران نيز چنين بودند. بعد از ايشان برادر بزرگترم پير ما بودند. ايشان نيز بعد از خود، فرزندش حاج علي آقا را تعليم دادند. همه از ايشان تبعيت مي‌كرديم. حاج علي آقا نيز بنده را جانشين خود تعيين كردند. پس اين مقام و منزلت موروثي نيست. 130 يا 140 سال پيش، حضرت سلطان عليشاه پير و مرشد همه بودند. ايشان اولين نفر بود. من بعد از ايشان و ششمين نفر هستم. در اين 140 سال نيز هيچ‌كس نگفته كه ارث من را بدهيد يا من بايد به صورت موروثي، پير ديگران شوم. همه ما خاك پاي ائمه هستيم. ائمه نيز همه از 12 امام و از نسل هم هستند. قطبيت تعيين به اختيار نيست. من نيز خودم را موظف مي‌دانم كه بمانم اصلح را خداوند تشخيص مي‌دهد تمام كساني كه پيش از من پير درويشان بودند، همه اصلح بودند. خود من اصلا مايل نبودم كه در اين جايگاه قرار بگيرم. نه اينكه اعتقاد نداشتم، خودم را لايق نمي‌دانستم. اما امر شد كه بايد اين كار را انجام بدهم و پذيرفتم. پس هيچ ارث و موروثي در كار نيست. اگر قطبيت موروثي بود عمو كه از برادرزاده ارث نمي‌برد.

چرا اكنون هركس داوطلب باشد به عضويت پذيرفته مي‌شود. در حالي كه گويا در گذشته چنين نبود.

يكي ديگر نيز اين ايراد را گرفت. اگر كسي بداند بيعت چيست، اين سوال را مطرح نمي‌كند. كساني كه مي‌خواهند درويش شوند بايد بيايند پيش من. اگر تشخيص بدهم كه خلوص ندارد او را نمي‌پذيرم. برخي به قصد فتنه به داخل جمع ما مي‌آيند. من بايد تشخيص بدهم و اين از وظايف بنده است كه فتنه‌گران را بشناسم. برخي به من گفتند كه چرا مبلغ تربيت نمي‌كنيد. گفتم نياز نداريم. دشمنان ما مبلغ خوبي براي ما هستند. برخي سخنان و رفتار آنها باعث مي‌شود كه مردم به حقيقت و راستي توجه كنند.

آيا به نظر شما حتما بايد براي رسيدن به كمال وارد عرفان شد و بدون آن ممكن نيست؟

در عرفان و تصوف، اين بحث پيش آمده كسي كه تحت تربيت نظريات مختلف است هيچ كدام ديگري را تخطئه نمي‌كنند. يك نظر است ولي ديده نشده كه كسي بدون اين امر به مقاماتي برسد. چرا؟ چون اساس درويشي با بيعت است. ائمه نيز بيعت مي‌گرفتند و نماينده مي‌فرستادند. پيغمبر (ص)، علي (ع) را فرستاد. علي، مالك را مي‌فرستاد و او نيز اويس قرني را به اين سو و آن سو مي‌فرستاد. آنها هيچ كدام امام نبودند. نه مالك و نه اويس قرني. خودشان نيز نمي‌گفتند كه ما امام هستيم. اما بعد از فوت پيغمبر دو دستگي پيش آمد. يك عده گفتند كه جانشين را پيغمبر تعيين مي‌كند. اين افراد شيعه علي عليه‌السلام ناميده شدند. عده ديگري گفتند كه خودمان بايد جانشين پيامبر را تعيين كنيم. اين افراد سني ناميده شدند. تا اينكه رسيديم به امام دوازدهم (ع) برخي از آقايان اكنون معتقدند كه بعد از غيبت امام عليه‌السلام، علما جانشين آنان مي‌شوند. ما مي‌گوييم امام دو كار مي‌كرد. گاهي جواب سوال‌ها را مي‌داد و گاه ديگر افراد را هشيار مي‌كرد. مثل آن جوان نصراني كه قصدش كشتن امام حسين (ع) در قتلگاه بود اما وقتي نزد ايشان آمد در يك لحظه متحول و در راه امام حسين (ع) شهيد شد. وجود و حضور علما لازم و ضروري است. برخي از آنها نيز نمي‌گويند كه جانشين هستند. علما حتي تاكيد دارند رساله‌اي كه مي‌نويسند «رساله عمليه» است. درويشي و ولايت يك مساله اعتقادي است. خب اين آقايان پس چرا در موضوع ما اظهارنظر مي‌كنند.

در طول سال‌هاي سال عرفان و تصوف پيوسته مورد حمله و انتقاد بود. دليل شدت يافتن اين حملات را چه مي‌دانيد؟

به نظر من اختلاف، اختلاف نظري بين متصوفين و متشرعين بوده و هست. از قديم بوده. هزاران كتاب عليه هم نوشتند اما هيچ كجا و در هيچ زماني، مانند اين دوران، جلوي كتاب‌هاي عرفا را نگرفتند. هيچ كجا اجازه انتشار كتاب‌هاي ما را نمي‌دهند. من مي‌پرسم كه چرا اينطور شده است.

هدف اصلي كساني كه دست به تخريب حسينيه‌هاي سلسله شما مي‌زنند، چيست و چه عواملي باعث اين اتفاق است؟

واضح است كه برخي نگران هستند. چون فكر مي‌كنند جمعيت ما زياد شده و حتي برخي با رفتارهاي خود، مردم را به سوي ما روانه كرده‌اند. به همين علت تصور مي‌كنند كه قدرت ما بر اين جمعيت تاثيرگذار است. خب اين قدرت وجود دارد اما شما نمي‌توانيد چنين قدرتي بر اين درويشان داشته باشيد. از اين قدرت هيچ‌كس نمي‌تواند استفاده كند.

برخي خرده مي‌گيرند كه من مجتهد نيستم. روحاني نيستم. تا پيش از من، 4 نفر از اقطاب گذشته معمم بودند و لباس روحاني داشتند. آقايان هر حرفي كه داشتند، مي‌زدند و آنها نيز نظر مي‌دادند. اما من نمي‌توانم، با اينكه در كارهاي قضايي مجتهد هستم و اگر‌چه 2 نفر از آقايان به بنده اجازه روايت داده‌اند اما شخصا وارد اين حوزه نمي‌شوم. به همين علت نيز اينها اين موضوع را نقطه ضعف قلمداد مي‌كنند.

از سوي ديگر، خانواده تابنده منسجم است. اختلاف خانوادگي نداريم. ديگر اينكه مزار سلطاني موقوفاتي دارد كه اين موقوفات سه چيز است. اول قدرت، بعد در هرم درويشي، من راس هستم و سوم بنده متولي موقوفات و مزار سلطاني هستم. خب اين سه قدرت در يك جا جمع شده است و آنها از اين امر خوششان نمي‌آيد.

يك زمان در گذشته دور گفته بودند كه مي‌خواهيم تصوف را براندازيم اما بعد ديديم كه اين خواست آنها امكان‌پذير نيست. چون روحيه ايرانيان با تصوف خيلي هماهنگ است، آن را در خود حل مي‌كنند و مي‌پذيرند. ايرانيان تضاد و سرسختي با تصوف ندارند. همينطور درويشان با شرع مشكلي ندارند ما حتي بيش از آقايان متشرعه، پايبند احكام شرعي هستيم و اين را مرتبا به درويشان تاكيد مي‌كنيم و از آنها مي‌خواهيم كه سحر بيدار شوند و قرآن بخوانند و مناجات كنند و ياد خدا را هميشه گرامي بدارند. اين جزو شرايط ماست.

اما واكنش آنها چه بود؟ آنها مي‌آيند و بخشنامه مي‌كنند كه ما مخالف درويشي نيستيم بلكه با توسعه آنها مخالف هستيم. خب ما بايد چه كار كنيم؟ يك شركت ساختمان‌سازي تجارتي وقتي مي‌خواهد اعلام كند كه وضعيت خوبي دارد ورشكسته نيست، چه كاري انجام مي‌دهد؟ مي‌آيد ساختمان مي‌سازد و اينگونه اعلام مي‌كند كه ثروت دارد. اما آنها مي‌آيند حسينيه ما را خراب مي‌كنند. حسينيه نماد توسعه ماست. آنها نمادهاي ما را از بين مي‌برند. در حالي كه بچه‌هاي ما مي‌روند و در اين حسينيه‌ها نماز مي‌خوانند و ذكر و ياد خدا را به جا مي‌آورند. بدانند كه حسينيه‌ها علت توسعه درويشي نيست بلكه معلول آن است.

بزرگان سابق سلسله معمولا مداخله‌اي در امور سياسي نداشتند ولي در دوره شما گويا اين روش تغيير يافته است. دليل اين تغيير را در چه عواملي مي‌دانيد؟

به ما مي‌گفتند و انتقاد مي‌كردند كه صوفي‌ها مي‌نشينند گوشه‌اي و سربار جامعه هستند. اينگونه نيست، صوفي‌ها در تمام دنيا اثرگذار هستند. منتها ما نمي‌خواهيم و نخواستيم اين اثرگذاري را متمركز كنيم. نخواستيم كه اين اختيار و قدرت در دست يك نفر جمع باشد. گفتيم كه ما در سياست دخالت نمي‌كنيم. اين يك امر طبيعي است. درويش در سياست دخالت نمي‌كند. اما افراد درويش آزاد هستند، البته اكنون و در اين برهه شرايط استثنايي حاكم است. حاج آقاي كروبي كه فرياد ما را به گوش مسلمين ‌رسانيدند و پيوسته مي‌رسانند پس درويشان به آقاي كروبي توجه دارند و اين بسيار طبيعي است و به‌طور قهري و طبيعي مي‌خواهند زحمات و محبت‌هاي آن جناب را جبران كنند.

تاكيد مي‌كنم در زمان‌هاي ديگر، خصوصا در گذشته هيچگاه در سياست دخالت نمي‌كرديم و پس از اين نيز نخواهيم كرد. اين بار به‌طور استثنا كسي نامزد است كه فريادرس ما بود. كسي كه به ما توجه مي‌كرد و حرف‌ها و سخنان را مي‌شنيد و اعتراض مي‌كرد كه چرا حسينيه دراويش را تخريب مي‌كنيد و پيگير كار ما بود و اين رسم مردانگي و درويشي است كه مصداق «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» را جبران كنيم زيرا درويشان معتقد به اخلاق اسلامي هستند. اما آقايان از يك طرف ما را يك مشت آدم تنبل معرفي مي‌كنند و از طرف ديگر به ما مي‌گويند كه از سياست فاصله بگيريد و درباره تخريب حسينيه‌ها سخن نگوييد. ما اصلا در سياست دخالت نمي‌كنيم. اين رسم ماست. اما اگر ما را تنبل معرفي مي‌كنيد پس چرا مي‌گوييد فعاليت نكنيد و اگر فعاليت مي‌كنيم پس چرا مي‌گوييد تنبل هستيد.

ما نه موافق اين دولت هستيم و نه مخالف آن. كاري به مساله دولت نداريم. اما شايد افراد ما نظر شخصي داشته باشند كه نظر آنها براي خودشان محترم است مثلا سازمان نظام پزشكي كار سياسي نمي‌كند. نمي‌آيد درباره نفت يا اقتصاد اظهارنظر كند اما ممكن است يك پزشكي به سياست علاقه‌مند باشد. اين ربطي به سازمان نظام پزشكي ندارد. موضع شخصي آن فرد است. افراد آزادند. خود من شخصا در سياست اظهارنظر نمي‌كنم. براي اينكه هر سخني درخصوص مسائل حكومت بگويم، موضع كلي دراويش محسوب مي‌شود. و به فقرا هم توصيه نموده‌ام كه در فعاليت‌هاي اجتماعي آزادند تصميم بگيرند و اگر خواستند، مي‌توانند به آقاي كاشاني مراجعه و مشورت نمايند.

دراويش در برابر رفتاري كه با سلسله شما شده عكس‌العمل نشان داده و حتي تجمع نمودند. گفته مي‌شود به دستور شما يا نمايندگان و مشايخ شما و به تعبير ديگر نوعي فراخوان بوده است. نظر شما چيست؟

كسي كه مي‌آ‌يد درويش مي‌شود، معلوم است كه نظرش درباره من چيست. يك سايتي نوشته بود كه اينها در مجلس خود در قوچان به هر نفر 10 هزارتومان مي‌دهند تا بيايند درويش شوند. يكي ديگر نوشته بود كه اينها از هر نفر 10 هزار تومان مي‌گيرند. بالاخره كدام يك درست است؟ ما پول مي‌دهيم يا مي‌گيريم؟ گفتند كه فردي به نام نورعلي تابنده براي خودش سكه ضرب كرده است. به برخي درويشان گفتم به آنهايي كه چنين شايعه كرده‌اند، بگوييد چند تا از اين سكه‌هايي را كه شما ديده‌ايد، به ما نيز بدهيد تا من نيز ببينم كه چه شكلي است.

من خوشبختم كه براي اولين‌بار درويشان خودشان تصميم گرفته‌اند و اين به امر من نبوده است. گفتم كه از فراخوان خبر داشتم اما دخالت هم نكردم. اما خوشحالم كه فراخوان به‌گونه‌اي بود كه شأن همه رعايت شده بود. بدون هيچگونه تبليغاتي همه از آن باخبر شده بودند. ما همه يك روح مشترك داريم. وقتي من را اينجا اذيت مي‌كنند يا درويشي را در بندر لنگه اذيت مي‌كنند، همه خبردار مي‌شوند. اين احتياجي به فراخوان نيست. ما هيچ رسانه‌اي نداريم. اما خدا وقتي بخواهد، همه چيز در خدمت قرار مي‌گيرد.

آينده سلسله را با وجود اين پيشامدها چگونه مي‌بينيد و راهكار شما براي ايجاد روابط حسنه و از بين رفتن اينگونه برخوردها و مسائل چيست؟

من هم از خدا مي‌خواهم دست از سرم بردارند و بنشينم خانه. در رژيم گذشته مرحوم رباني‌شيرازي براي من وكالتنامه فرستادند. من وكيل آنها بودم. وكيل چند نفر ديگر از علما نيز بودم حتي وكالت دانشجوهايي را كه زنداني شده بودند، گرفته بودم. آن دوران من خيلي فعاليت كردم و از محبت و لطف‌الهي نيز راضي هستم. هميشه در خدمت مردم بوده‌ام.

تجمعي شد و عده‌اي از پيروان شما را دستگير و بازداشت نموده‌اند كه گويا هنوز چند نفر در بازداشت به سر مي‌برند نظر شما در اين مورد چيست؟

بله. برخي دراويش را در سوم اسفند سال پيش گرفتند و گفتند كه اينها براي توطئه در كشور تباني كرده‌اند. اصلا چنين نيست. اينها اصلا از اين چيزها خبر ندارند و دنبالش نيز نمي‌روند. در ماجراي بروجرد و قم خيلي تلاش كردم. در اصفهان ديگر دخالت نكردم. الان در اصفهان شب‌هاي جمعه به آن مكان مي‌روند و نماز مي‌خوانند. با خدا به رازونياز پرداختم و گفتم كه خدايا نكند لياقت ندارم.

برخي معتقدند كه اين حسينيه‌ها در واقع خانقاه است و مركزي براي ترويج. براي همين آنها را تخريب مي‌كنند؟

اين لغت وقتي به كار مي‌آيد كه با مسما باشد. حتي دوشنبه‌ها براي تبادل‌نظر در مسائل اجتماعي مي‌آمدند منزل ما، اسم آنجا را گذاشته بودند خانقاه. خب مي‌گويند اين حسينيه‌ها خانقاه است. خب در اين حسينيه‌ها، كه باز است. بروند و ببينند در آن دراويش چه مي‌كنند. آيا كاري جز ذكر خدا و نماز است؟ مجلس روضه و نماز است. خانقاهي كه ديگر وجود ندارد. خانقاه در زمان حضرت سلطان عليشاه بود. 140 سال پيش. آن زمان چون مسافرخانه‌اي نبود، مريدان مي‌آمدند نزد مراد خود. بنابراين آنجا شد خانقاه هر كسي كه مي‌آمد 3 روز مي‌ماند. مثل صحن كوثر كه سه روز مي‌آمدند. در ايام عيد، در شهر بيدخت، 40 هزار نفر زائر و به اصطلاح جرايد توريست آمدند. امسال عيد بسيار شلوغ‌تر از گذشته شد. اين آيا كار ماست؟ يا ما گفتيم بيايند؟ ما خانقاه نداريم. حسينيه‌اي داريم كه در اينجا و آنجاست و با آن مخالفت مي‌شود.

شما با علما رابطه داريد؟

برخي نمي‌خواهند با من كه كت‌وشلواري هستم بنشينند. پدران من در لباس خودشان بودند و من در لباس خودم. با برخي از علما از گذشته دوستي داشتم و دارم. آيت‌الله حاج ميرزا ابوالفضل و حاج آقا رضا زنجاني و مرحوم طالقاني از جمله دوستان من بودند. من از آقاي كاشاني بيدختي خواستم كه به عنوان سفير ما نزد برخي از علما بروند. با اين حال در مسجد ترك‌ها در تهران مي‌خواستيم مجلس ترحيم بگيريم اما آنجا راهمان ندادند. يا در مشهد برخي از آقايان نمي‌خواهند من همسنگ آنها باشم. اما من كه مقلد اين آقايان نيستم. آنها اين نوع برخورد من را بر نمي‌تابند. در اعلاميه‌اي گفتم كه وقتي چكش را بر كلوخ مي‌زنند، كلوخ پخش مي‌شود اما وقتي بر آهن زده مي‌شود، آهن سفت‌‌تر مي‌شود. در اردبيل زلزله‌اي به وقوع پيوست. به همه گفتم كه وجوهاتي جمع كنند و بدون آنكه براي من بفرستند مستقيم ارسال كنند اردبيل. گفتم از همه جا بفرستيد.

برخي استناد مي‌كنند كه امام حسن عسگري صوفيان را نفرين كرده‌اند بنابراين نبايد دنبال صوفي و صوفيگري بود و بايد با آنها برخورد شود.

چه كسي گفته؟ كجا گفته؟ و در چه زماني گفته است. آن صوفي را كه امام عسگري لعنت كرد، ما نيز لعنت مي‌كنيم. هركس از امام وقت خود جدا شود، ملعون است. او صوفي نبود. جدا شده از ائمه بود كه با پوشش نامي صوفي به دنبال كسب آبرو براي خود بود. ضمن آنكه اسم دليلي برطريقت نيست. برخي ظهور اسم را با ظهور مسما يكي مي‌گيرند در حالي‌كه اينطور نيست. در دوران خلفاي اموي و عباسي، شيعيان مجبور بودند براي حفاظت از جان خود، نام ديگري بر خود بگذارند. چراكه شيعيان را مي‌كشتند. اما آنها راه مبارزه را رها نكردند. يعقوب ليث صفار را ببينيد او گفت كه ما براي خدا مي‌جنگيم. ما انتقام خون حسين‌بن‌علي را مي‌گيريم. پس شيعيان در طول زمان، هرگاه يك اسمي داشتند يك وقت صوفي بودند و يك وقت رافضي و وقت ديگر عيار و روزي نام ديگر تا راه و مرام شيعه پايدار بماند.

برخي معتقدند جنابعالي به دنبال آن هستيد كه شريعت و طريقت را در خود خلاصه كنيد. به اين شكل كه شما با علما مخالف هستيد. شريعت پيشه علماست اما طريقت پيشه شما. به همين دليل وقتي با علما مخالفت مي‌كنيد، هواداران شما از علما حمايت نمي‌كنند و شريعت را نيز در وجود شما مي‌بينند يا به دنبال آن در وجود شما مي‌گردند.

چنين نيست. شريعت را ما از هيچ‌كس نمي‌خواهيم بگيريم. فقها داراي شريعت هستند و بايد از آنها تقليد كرد. اما شريعت و طريقت از يكديگر نمي‌تواند جدا باشد. شريعت لفظ است و طريقت معنا. لفظ بدون معنا لقلقه زبان است. چند بار گفته‌ام وقتي به زيارت حضرت رضا مي‌رويم مي‌گوييم يا خدايا داخل شوم؟ يا رسول‌الله داخل شوم؟ ... بعد شما داخل مي‌شويد و منتظر جواب نمي‌مانيد. آن جواب طريقت است. طريقت اين است كه وقتي نماز مي‌خواني و شريعت را به جاي مي‌آوري بداني كه چه مي‌گويي و با كه سخن مي‌گويي. اين يعني دو روي يك سكه.

دو نكته ظاهرا متناقض، افكار را به خود متوجه مي‌سازد. عدم دخالت درويشي در سياست و آزاد بودن افراد درويش در انجام وظايف يك شهروند. براي رفع اين ابهام بايد توجه داشت كه وظايف دو قسمند: هر فردي وظايفي دارد و مسووليتي در همان موارد، براي جمع مومنين نيز وظايفي مقرر شده است. خود مخلص دو جنبه دارم: وظايف شخصي و هدايت و وظايف جمعي. جمع به عنوان يك شخصيت حقوقي (متمثل در خود اينجانب) در سياست دخالت مي‌كند و چون جنبه جمعي را من نمايندگي مي‌كنم و تقدم بر جنبه فردي دارد بنابراين عدم دخالت اينجانب در سياست را بايد از جنبه و حوزه قلمرو وظايف جمعي دانست نه فردي. و چنين است كه من حتي اظهارنظر در مسائل سياسي نمي‌كنم اما عدم دخالت در مسائل سياسي به اين معني نيست كه هر چه با ما كنند دم برنياوريم زيرا انظلام (زير بار ستم رفتن) خود خطا و گناه بزرگي است. ما هرگز درصدد به دست آوردن حكومت يا قدرت از طريق روش‌هاي ضداخلاقي و ضداسلامي نيستيم كه آن را سياست بدانيم، ما عبادت خداوند و خدمت به بندگان او را طالبيم و در اين راه هر چه خداوند از خوب يا بد مقدر كند همه را به صلاح دانسته و پذيراييم. در شرع مقدس دفاع در هر صورت واجب است و ما نمي‌توانيم به بهانه دوري از سياست، وظيفه دفاع از موجوديت خود را ترك كنيم، بنابراين اگر حمله‌اي به ما نمي‌شد كه مقتضاي دفاع باشد آرام بوده و به بندگي خدا مشغول هستيم البته بايد اصول ديگري را كه داريم در مد نظر داشته باشيم مثلا جوانمردي- صداقت (در مقابل ريا و تظاهر) رعايت نظم و قانون كه قابل احترام است.

1- روزنامه‌ها هم بايد آيينه افكار باشند و هم هادي افكار

2- در اين زمان در جامعه‌ما و مراكز فرهنگي تمام توجه به آموزش است و از پرورش و تربيت خبري نيست.

 

صفحه مصاحبه را با فرمت PDF ( نسخه اصلی روزنامه ) حجم 300 کیلوبایت دانلود کنید.

|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/03/17 و ساعت 19:10
خلاصه ای از مطالبی که فرمودند... 
خلاصه ای از مطالبی که فرمودند...


۲۶۵ صبح جمعه۳۰/۱۲/۱۳۸۷(خانمها) دقت در بکار بردن بعضی از عبارات.... دانلود تمثال


تفسیر پند صالح۲۹/۱۲/۱۳۸۷

جمعه 3... دانلود تمثال
264 صبح پنجشنبه 29/12/1387(آقایان) بیلان سال گذشته و برنامه آتیه... دانلود تمثال
263 صبح چهارشنبه28/12/1387(خانمها) بیماریهای روانی - ارتباط روح و جسم - تمرکز... دانلود تمثال
262 صبح یکشنبه25/12/1387(خانمها) ولادت حضرت محمد مصطفی(ع).... دانلود تمثال
261 صبح یکشنبه25/12/1387(آقایان) ولادت حضرت محمد مصطفی(ع).... دانلود تمثال
260 صبح شنبه24/12/1387(خانمها) مکتبی که شهادت دارد باقیست.... دانلود تمثال
259 صبح شنبه24/12/1387(آقایان) پاسخ بدگویان - شهادت عامل بقای مکاتب... دانلود تمثال

258 صبح جمعه23/12/1387(آقایان) غربت - شهادت... دانلود تمثال

شب جمعه 22/12/1387 تفسیر پند صالح مبحث جمعه 2... دانلود تمثال
257 صبح چهارشنبه21/12/1387 (خانمها) نقطه تحت با بسم الله - مجازات خبرچین.... دانلود تمثال
256 صبح یکشنبه 18/12/1387(خانمها) اجتهاد.... دانلود تمثال
255 صبح شنبه17/12/1387(خانمها) تقریر سلطه توسط خداوند - حکومت... دانلود تمثال
254 صبح شنبه17/12/1387(آقایان) محدودیت الهی... دانلود تمثال
253 صبح جمعه 16/12/1387(خانمها) ازدواج - وظایف الهی.... دانلود تمثال

شب جمعه15/12/1387 تفسیر پند صالح مبحث جمعه.... دانلود
252 صبح پنجشنبه 15/12/1387(آقایان) ایجاد نفاق توسط معاندین.... دانلود تمثال
251 صبح چهارشنبه 14/12/1387(خانمها) حرکت خودجوش - رعایت اعتدال.... دانلود تمثال
250 صبح یکشنبه 11/12/1387(خانمها) توکل - و من یتوکل علی الله فهو حسبه اِنّ الله بالغ أمره قد جعل الله لکل شیء قدرا.... دانلود تمثال
249 صبح شنبه 10/12/1387(خانمها) همدلی و اتحاد - حرکت خودجوش - آه دل درویش به سوهان ماند -- گرخود نبرد برنده را تیز کند.... دانلود تمثال
248 صبح شنبه 10/12/1387(آقایان) الصلحُ خیرٌ.... دانلود تمثال
247 صبح جمعه 9/12/1387(خانمها) پایان ماه صفر - غربت اسلام .... دانلود تمثال

شب جمعه8/12/1387 تفسیر پندصالح(سحر)... دانلود کیفیت بالاتر...
246 صبح پنجشنبه
(آقایان)8/12/1387
حکومت نظامی- بایکوت - شعب ابیطالب... دانلود تمثال
245 صبح سه شنبه
(آقایان)6/12/1387
مجالس شب جمعه و شب دوشنبه.... دانلود تمثال

244 صبح یکشنبه
(خانمها)4/12/1387
احترام به قبور - کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا... دانلود تمثال

243 صبح شنبه(آقایان1)3/12/1387 حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 1... دانلود تمثال
242 صبح شنبه(آقایان2)3/12/1387 حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 2... دانلود تمثال
241 صبح شنبه(آقایان)3/12/1387 اجر به نیت ... دانلود تمثال
240 صبح شنبه(خانمها3)3/12/1387 حرکت خود جوش - دفاع مقدس - 3... دانلود تمثال
239 صبح شنبه(خانمها4)3/12/1387 حرکت خود جوش - دفاع مقدس-4 ... دانلود تمثال
238 صبح جمعه2/12/1387(خانمها) (حرف و گفت و صوت را برهم زنم ----
تا که بی این هرسه با تو دم زنم - خانمها )...
دانلود تمثال

شب جمعه 8/12/1387 تفسیر پند صالح (دعا 2)...

دانلود

تمثال
237 صبح پنجشنبه1/12/1387 (آقایان) تخریب محل انعقاد مجالس دراویش گنابادی در اصفهان... دانلود تمثال
236 صبح چهارشنبه 30/11/1387(خانمها) اشتباه در درک بعضی لغات-کافر-کفٌار-نماز میٌت-بسم الله الرحمن الرحیم -عشق الهی... دانلود تمثال
235 صبح یکشنبه27/11/1387 (خانمها) عدل و ظلم - مرگ.... دانلود تمثال
234 صبح جمعه25/11/1387(خانمها) ربا - توبه - کفاره.... دانلود تمثال

شب جمعه24/11/1387 تفسیر پند صالح (دعا 1).... دانلود تمثال
232 صبح پنجشنبه24/11/1387 (آقایان) اجازه در مستحبات - صفات رحمانیت و رحیمیت.... دانلود تمثال
|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/01/17 و ساعت 1:10
اسماء الهي  
اسماء الهي
اسماء الهي
 از سويي از ديد عرفاني در مرتبه ي کنه ذات و احديت ذات، اسماء و صفات انتزاع نمي شوند بلکه در مراتب تجلي است که به تدريج صفات در قالب اسماء -که حقايق وجودي هستند و حاوي صفات الهي، نه لفظ يا معناي ذهني– ظهور مي يابند و متجلي مي شوند. بنابراين اسامي الهي مظاهر خداوندي  هستند و مظهر نام خداوند مي باشند.واز سويي انسان کامل هستند - يعني وجود حضرات معصومين (ع)كه از نظر ما شيعيان مظاهر اسماء خداوندي هستند و  همه عوالم را پرکرده اند.1  ... Read
|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/01/17 و ساعت 0:56
قطب العارفین حضرت صالحعلیشاه طاب ثراه  

قطب العارفین حضرت صالحعلیشاه طاب ثراه

   قطب العارفین حضرت صالحعلیشاه طاب ثراه

قطبُ العارفين و صالحُ المؤمنين، المُولَي المُؤتَمَن، الحاج شيخ محمد حسن صالح عليشاه. جنابش فرزند و خليفه جناب حاج ملاّ علي نورعليشاه ثاني و نوه حضرت آقاي سلطانعلي شاه طاب ثراه است. تولدش هشتم ذي الحجه يکهزار و سيصد و هشت هجري قمري، مولدش قريه بيدخت گناباد، موطن و مسکن پدر و جدّ بزرگوارش بوده، تا حلول يکهزار و سيصد و بيست و هفت هجري که جدّ بزرگوارش حيات داشت، در تحت تربيت پدر و جدّ خود در بيدخت مشغول تحصيل علوم بود، و پس از شهادت جدّ عاليمقدارشفاصله‌اي نکشيد که به اغواي اعداي خارجي و راهنمائي دشمنان داخلي فقر و درويشي، مردي ياغي و راهزني طاغي به نام سالار خان بلوچ به گناباد آمده غفلتاً بيدخت مرکز عرفان را مورد يغما و چپاول قرار داد و جناب نورعليشاه والد بزرگوار آقاي صالح عليشاه را با تمام اقوام و اصحاب زنداني نمود. جنابش که اين وقت در دسترس دشمنان و غارتگران قرار نداشت، بر حسب امر پدر بزرگوارش مخفي شده و شبانه با لباس مبدّل به طرف تهران فرار نمود و پس از آنکه بر اثر اقدامات ايشان و ساير فقرا و دوستان جناب نورعليشاه از چنگ دشمنان مستخلص شده به تهران آمدند، پدر و پسر به ديدار هم مشعوف گرديدند. سپس جنابش در رکاب پدر به اصفهان مسافرت فرموده، به امر پدر براي تحصيل علوم در اصفهان با نويسنده اين سطور در مدرسه صدر اصفهان متوقف و مسکن گزيد و مدتي در محضر درس اساتيد بزرگ مثل آخوند ملامحمّد کاشي و جهانگير خان قشقائي و ساير مدرّسين آن ولايت به تحصيل علوم منقول و معقول مشغول بود تا اينکه پدر بزرگوارش وي را به تهران احضار فرمود و در شعبان يکهزار و سيصد و بيست و هشت به وي اجازه امامت جماعت و تلقين اذکار لساني مرحمت فرمود. پس از آن در ربيع الثاني يکهزار و سيصد و بيست و نه به دستگيري و ارشاد عباد مأمورش نموده و به لقب «صالح عليشاه» ملقب و مفتخرش فرمود. آنگاه در رمضان يکهزار و سيصد و سي، فرمان خلافت و جانشيني خود را براي وي صادر کرد و حضرت صالح عليشاه در همان سال به زيارت بيت الله مشرّف گرديد.  

دو سال بعد از اين سفر، جنگ جهاني اول دنيا را دچار بي‌نظمي و اختلال کرده در گناباد هم که مدتي بود امنيت و آرامش داشت اغتشاش و اضطراب و عدم امنيت حکمفرما شد، لذا جناب نورعليشاه ثاني فرزند برومند خود را براي حفاظت و رسيدگي به امور دنباله گذاشته و خود به تهران مسافرت فرمود و از تهران براي ديدن فقرا عازم کاشان شده و در کاشان به دست دشمنان مسموم و در پانزده ربيع الاول يکهزار و سيصد و سي و هفت رحلت فرمود و چنانکه گفتيم مسند فقر و امور فقرا را به فرزند خود آقاي صالح عليشاه واگذار نمود.

جناب صالح عليشاه در يکهزار و سيصد و سي و هشت به عتبات عاليات مشرّف گرديده، سپس به خانقاه خود دربيدخت مراجعت فرمود. آنگاه در سال يکهزار و سيصد و چهل و دو، باز مسافرتي به تهران و پس از چهل روز مراجعت به وطن نمود. تا اينکه در سال يکهزار و سيصد و هفتاد و سه، کسالتي عارض آن جناب گرديد که اجباراً به تهران و از تهران به ژنو براي معالجه رهسپار شده، در بيمارستان ژنو بستري و پس از سه ماه معالجه که عارضه نسبتاً مرتفع گرديده بود به وطن مراجعت فرموده. بيدخت را به قدوم خود غرق شادي کرد. اصل عارضه گرچه رفع شده بود ولي آثار آن از قبيل درد پاي مشهور به فلبيت تا آخر عمر باقي و مزاحم حضرتش بود. به هرحال سفري هم در يکهزار و سيصد و هشتاد براي انجام عمره مقرّره و زيارت مرقد منوّر حضرت رسول (ص) به حرمين الشريفين مشرّف گرديد. پس از آن غالباً دچار ضعف مزاج و کسالتهاي تدريجي و متوالي بود تا اينکه شب پنج شنبه نهم ربيع الثاني يکهزار و سيصد و هشتاد و شش قمري مطابق شش مرداد يکهزار و سيصد و چهل و پنج، سه ساعت و نيم بعد از نصف شب هنگام شروع مؤذّن به اذان صبح داعي حق را اجابت و روح پر فتوحش به مقرّ اصلي پرواز و عموم فقرا را عزادار نمود.

 حضرتش در تمام مدت حيات به امور کشاورزي اشتغال داشت و بر آبادي و عمران املاک و مزارع و حفر قنوات و ايجاد باغات همّت مي‌گماشت. مخصوصاً در توسعه و تعميم و بسط عمارات و صحن‌هاي  مزار جدّ بزرگوارش حضرت سلطانعلي شاه، جدي وافي و سعي کافي مي‌فرمود. مِن جمله براي ايجاد آبي در مزار مزبور که فاقد آب بود به حفر قناتي مشغول شد و چندين سال متوالي در کار آن جديت نمود، تا بالاخره قنات را به آب گوارا رسانيد و آب آن را وارد صحن مزار نمود که اکنون جاري و آباد، و به قنات صالح آباد موسوم و بحمدالله با آب کافي مظهر آن در مزار متبرّک است. و صحني مفصّل وسيع با اطاقهاي متعدد در مظهر قنات بنياد فرمود که داراي باغچه‌هاي  گل کاري زيبا و کرت‌هاي  سبزي براي مصرف فقراي وارد به مزار است.

 اوقات شريفش قبل از ظهر به رسيدگي امور زراعتي و ملاقات فقرا و واردين و عصرها به دادن درس از تفسير بيان السعادة تأليف جناب سلطانعلي شاه مي‌گذشت. حضرتش در ذيقعده يکهزار و سيصد و هفتاد و نه طبق فرماني فرزند ارجمندش جناب حاج سلطان حسين تابنده را به خلافت و جانشيني خود تعيين و به لقب «رضا عليشاه» ملقب فرمود که پس از رحلت آن بزرگوار بر جاي پدر متکي و به ارشاد عباد مشغول شد.

منبع  :   http://www.salehalishah.ir/

|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/01/17 و ساعت 0:53
عرفان زردشتي  

عرفان زردشتي

عرفان زردشتي

در تبيين اين موضوع تقسيم عبادت توسط علي‌بن‌ابيطالب(ع) به سه گونه‌ي، عبادت بردگان كه از ترس دوزخ و عبادت بازرگانان كه از سر سوداي نعمت بهشت است و سرانجام عبادت آزادگان كه تنها به‌دليل سزاوار عبادت دانستن خداوند است، بسيار راهگشاست. نوع عبادت كه برآيند مدل دينداري فرد ديندار است در سه گونه‌ي دينداري معيشت‌انديش، معرفت‌انديش و تجربت‌انديش متفاوت مي‌شود. در دينداري معيشت‌انديش كه اساس آن را مصلحت تشكيل مي‌دهد فرد يا به اميد پاداش اخروي به عبادت مي‌ايستد و يا به طمع مصالح دنيوي، كه همان منافع اجتماعي، سياسي، يا فردي است. ... Read more..

|+|
نوشته شده توسط ایلیا در 88/01/17 و ساعت 0:43